متن آهنگ شرطو بردی مجتبی آدیان
دانلود کد آهنگ پیشواز ایرانسل ، تکست و آوای انتظار همراه اول
این بازیرو گلم بردی نوش جونت
دلو با خشت برداشتی تو الکی باهوش خوبت
نفرین به این چشم که ندید که عین موش کوره
اما طفلی حق داره یه دریا بار رو دوش اونه
شرطو بردی تو یه طوری ترکوندی ترکوندی
دله دلبستمو خیلی تو شکوندی تو شکوندی
این چه شرطی بود گذاشتی تو آخه بگو با چه رویی
روت شد سر این جدایی ببندیو بچزونیم
نه نه نه نه نه نه قبول نی اصلنم
نه نه نه نه نه تو میخوندی دستمم
نه نه نه نه تو پوکوندی مغزمم
نه نه این دل دله منه بهش دست نزن

ترانه ، شعر متن آهنگ جدید مجتبی آدیان شرطو بردی
تکست آهنگ شرطو بردی مجتبی آدیان
این بازیرو گلم بردی نوش جونت
دلو با خشت برداشتی تو الکی باهوش خوبت
نفرین به این چشم که ندید که عین موش کوره
اما طفلی حق داره یه دریا بار رو دوش اونه
شرطو بردی تو یه طوری ترکوندی ترکوندی
دله دلبستمو خیلی تو شکوندی تو شکوندی
این چه شرطی بود گذاشتی تو آخه بگو با چه رویی
روت شد سر این جدایی ببندیو بچزونیم
نه نه نه نه نه نه قبول نی اصلنم
نه نه نه نه نه تو میخوندی دستمم
نه نه نه نه تو پوکوندی مغزمم
نه نه این دل دله منه بهش دست نزن
یعنی انقدر غیر قابل تحمل بود بودن من
که به هر دری زدی برا به خاک نشوندن من
یعنی انقدر ویژن شده بود آخه دل سوزوندن من
که عزمو جزم کردی واسه به بیرون کشوندن من
من که خودم میرفتم آخر از چش و چالت بیرون
بالاخره میمردم از بغض و انفجارم دیروزود
منکه علی رغم تلاش نشد انقلابم پیروز
تو وزش اشکو برفو حال ضد حالم دیروز
وای ای خدا وای وای وای
وای به اشکام های های های
وای به جشام که زار زار زار
میزنه از بی مهری یار یار یار
شرطو بردی تو یه طوری ترکوندی ترکوندی
دله دلبستمو خیلی تو شکوندی تو شکوندی
این چه شرطی بود گذاشتی تو آخه بگو با چه رویی
روت شد سر این جدایی ببندیو بچزونیم
پنجره ها بسته ان
سوت و کورو خسته ان
احساس میکنم اوناهم
ناراحتن از شکست من
تو چی میفهمی از حرف من
هیس ساکت حرف نزن
که لب پنجره دوتا مرغ عشق نشسته ان
در حال حرفایی که توش غم دنیا نی
درحال پرپایی یه عشق اهورایی
در حال نفسهاو تپشهای رویایی
که تو فقط غریبه ای باهاشو رسوای دنیایی
ای داد انگار امشب شب یلداس
اشکام صدبار وسیع تر از دریاس
زندان غمها به پست من خورد باز
دستای تنهام تنهاتر از خداس
شرطو بردی تو یه طوری ترکوندی ترکوندی
دله دلبستمو خیلی تو شکوندی تو شکوندی
این چه شرطی بود گذاشتی تو آخه بگو با چه رویی
روت شد سر این جدایی ببندیو بچزونیم
دلو با خشت برداشتی تو الکی باهوش خوبت
نفرین به این چشم که ندید که عین موش کوره
اما طفلی حق داره یه دریا بار رو دوش اونه
شرطو بردی تو یه طوری ترکوندی ترکوندی
دله دلبستمو خیلی تو شکوندی تو شکوندی
این چه شرطی بود گذاشتی تو آخه بگو با چه رویی
روت شد سر این جدایی ببندیو بچزونیم
نه نه نه نه نه نه قبول نی اصلنم
نه نه نه نه نه تو میخوندی دستمم
نه نه نه نه تو پوکوندی مغزمم
نه نه این دل دله منه بهش دست نزن
یعنی انقدر غیر قابل تحمل بود بودن من
که به هر دری زدی برا به خاک نشوندن من
یعنی انقدر ویژن شده بود آخه دل سوزوندن من
که عزمو جزم کردی واسه به بیرون کشوندن من
من که خودم میرفتم آخر از چش و چالت بیرون
بالاخره میمردم از بغض و انفجارم دیروزود
منکه علی رغم تلاش نشد انقلابم پیروز
تو وزش اشکو برفو حال ضد حالم دیروز
وای ای خدا وای وای وای
وای به اشکام های های های
وای به جشام که زار زار زار
میزنه از بی مهری یار یار یار
شرطو بردی تو یه طوری ترکوندی ترکوندی
دله دلبستمو خیلی تو شکوندی تو شکوندی
این چه شرطی بود گذاشتی تو آخه بگو با چه رویی
روت شد سر این جدایی ببندیو بچزونیم
پنجره ها بسته ان
سوت و کورو خسته ان
احساس میکنم اوناهم
ناراحتن از شکست من
تو چی میفهمی از حرف من
هیس ساکت حرف نزن
که لب پنجره دوتا مرغ عشق نشسته ان
در حال حرفایی که توش غم دنیا نی
درحال پرپایی یه عشق اهورایی
در حال نفسهاو تپشهای رویایی
که تو فقط غریبه ای باهاشو رسوای دنیایی
ای داد انگار امشب شب یلداس
اشکام صدبار وسیع تر از دریاس
زندان غمها به پست من خورد باز
دستای تنهام تنهاتر از خداس
شرطو بردی تو یه طوری ترکوندی ترکوندی
دله دلبستمو خیلی تو شکوندی تو شکوندی
این چه شرطی بود گذاشتی تو آخه بگو با چه رویی
روت شد سر این جدایی ببندیو بچزونیم